حسن حسن زاده آملى
58
دروس معرفت نفس (فارسى)
خلبان ، و آيا ناخدايان به ما خدمت نمىكنند ؟ و همچنين ديگران آيا هر يك از ما خويشتن را دوست ندارد و بود او وابسته به بود اين افراد و اصناف اجتماع نيست ؟ پس ما كه خودمان را مىخواهيم و دوست داريم آيا نبايد ما هم بدانها خدمت كنيم ؟ آيا نبايد بدانها احترام بگذاريم ؟ با فى الجمله التفات نظر تصديق خواهيد فرمود كه بايد با مردم مهربان بود و خير آنها را خواست و بدانها احترام گذاشت . باز ممكن است كه براى شما سوالاتى در اينجا پيش آيد ولى در اين برنامهاى كه پيش كشيدهايم اين سؤالها جواب داده مىشود ؛ و ما تازه در ابتداى كاريم و به مثل مشهور اين رشته سر دراز دارد . درس هيجدهم سخن در پيرامون حركت بود ، به سوى همان سخن باز گرديم و از حركت بگوييم : مىدانيد كه دو خط موازى آن دو خطاند كه اگر از هر نقطهء مفروض بر هر يكى از آن دو خط خطى به استقامت اخراج شود و به خط دوم منتهى گردد اين خطوط مستقيم همه به يك اندازه باشند ، يعنى فاصلهء ميان آن دو خط به يك اندازه است . و به عبارت ديگر از تقاطع اين خطوط مستقيم با هر يك از آن دو خط زواياى قائمه حادث شود چون دو خط ا - ب - ج - د ( ش 1 ) لذا اين دو خط به همين فاصله هر چه امتداد يابند با هم تلاقى نخواهند كرد . و اگر چنانچه بر آن دو خط ، خط ديگر مستقيم واقع شود ولى اين خط مستقيم آن دو را چنان قطع كند كه مجموع دو زاويهء داخله در يك جهت از دو قائمه كمتر باشد آن دو خط متوازى نيستند و چون آن دو را امتداد دهند آن دو خط در جهت آن دو زاويهاى كه از دو قائمه كمترند تلاقى خواهند كرد چون دو خط ا - ب - ج - د كه دو زاويهء ب ه و - د و ه - از دو قائمه كمترند ( ش 2 ) و دو خط نامبرده در همين جهت با هم تلاقى خواهند كرد .